کاربر جدید هستید ؟

شبکه اجتماعی شبهای بارانی یک شبکه اجتماعی قدرتمند مبتنی بر وب است که کاربران آن می‌توانند یک ارسال با طول بیشتر از 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربران، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروه‌ها، کارمندان، همکاران و انجمن‌ها با ایجاد یک شبکه اختصاصی قادر به ارتباط با یکدیگر بوده و به کمک تکنولوژی آر‌اِس‌اِس می‌توانند تازه ترین‌های سایت را پیگیری نمایند. شبکه اجتماعی شبهای بارانی توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبال پذیر است .

عضویت در سایت




آخرین آنلاین ها

آخرین رویدادها

baran @fatemeh7400 هیچوقت کسیو ک تو رو در حاشیه زندگیش قرار داده در اولویت زندگیت قرار نده...
baran غصه نخور میدانی..... دنیا با همین چنگال تیز هیچ چنگی به دل نمیزنم...
baran سلام دلم واسمون تنگ شده بودددددد...دوستان دارم
majid روز جوان (پسر) بر تمام پسران سایت شب های بارانی مبارک
mahan.najafi گرگی بی قرار در قفس جمجمه ام این طرف و آنطرف می رود و من ، در طول اتاق اینجا که ماییم سر ها را با چاقوهای کُند می بُرند و زمان آنقدر تند می گذرد که در تاریخ ثبت نمی شود و حادثه ها هر لحظه از درونمان می گذرند زمان اندک است و تنها مجال یک نعره مانده حرام زاده ها ما خسته ایم از همان اول ، تا این آخر و تا آخر این... این تباهی  که نمی خواهید ببینید
mahan.najafi کلافی است پیچ در پیچ حقایق نهان که بی شک سرنخی است آن را در سر انگشتان یگانه سبحان، این چنین سهل آسان گشت جملگی تا ابد، خرمن انبوه اندیشه های گران به پیش این تن آسایان خفته در ایمان
mahan.najafi زندگے با همہ ی وسعتــ خویش ، محفل ساکتــ غم خوردن نیستــ ، اضطرابــ هوس دیدن و نا دیدن نیستــ . زندگے جنبش جاری شدن استــ از تماشا گر آغاز حیاتــ تا جائے کہ خدا می داند . بدون دریا ، کِشتے بے معناستــ ، مرگــِ کِشتے اما ، در دریاستــ. بدون باور، انسان بے معناستــ ، مرگــ انسان اما در انجماد باورهاستــ ... وقتے راه رفتن آموختے ، دویدن بیاموز ، دویدن را که آموختے ، پرواز را... راه رفتن بیاموز زیرا راه هایے کہ می روی جزئے از تو می شود و سرزمین هایے کہ می پیمایے بر مساحتــ تو اضافہ می کند ... دویدن بیاموز ، چون هر چیزی را کہ بخواهے دور استــ و هرقدر کہ زود باشے دیر... و پرواز را یاد بگیر نہ برای اینکہ از زمین جدا باشے برای آنکہ به اندازه ی زمین تا آسمان گسترده شوی . من راه رفتن را از سنگــ آموختم ، دویدن را از یکــ کِرم خاکے و پرواز را از یکــ درختــ . بادها از رفتن، چیزی بمن نگفتند ، زیرا آنقدر در حرکتــ بودند کہ رفتن نمے شناختند . پلنگان دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند کہ دویدن را از یاد بردند . پرندگان نیز پرواز را بمن نیاموختند ، زیرا چنان در پروازِخود غرق بودند کہ آنرا به
mahan.najafi کسوفــ شده چشمهاشان را مے مالند یکــ « هیچ مطمئن » با ارزش تر از یکــ « چیز نامطمئن » بر زبان ها میچرخد و عده ای حواسشان بہ گردیِ زمین نیستــ نماز مے خوانند رو بہ آسمانے کہ در آن گردی زمین بہ حواس پنجگانہ قابل تشخیص نبوده استــ!
mahan.najafi زندگے بہ شرطـ توهم ذکر، دعا، تحمل زندگے با ترس قضاوتــ خدای قاضے و جنایتــ تقدیس آسمان تکفیر زمین تمام اینها تنها چیزهایے بودند کہ « واژه ای » بہ اسم خدا با خود برای انسان آورد
mahan.najafi ”اگر خدایے باشد لایق محاکمہ شدن استــ نہ محاکمہ کردن “ این را زمین مے گفتــ و آرام مے چرخید